شاعران نامدار کرد
ژیلا حسینی در سی و یکم شهریور سال 1343 در شهر سقز، در شرق کردستان بدنیا آمد.
خانواده‌ی او خانواده‌‌ای آیینی و عموما اهل علم و ادب بودند. مرحوم شیخ عبدالقادر جد پدرش خطاط و شاعر بوده است. پدر ژیلا نیز، مرحوم شیخ مهران حسینی قاضی دادگستری و اهل مطالعه و روشنفکر بوده و ژیلا در سایه آن پدر فهیم، پایه‌های ادب را بنیاد نمود. تشویق و ترغیب شیخ مهران تا واپسین سوزها و دقایق عمر کوتاهش، همراه و پشتیبان ژیلا بود.
     از همان سنین نوجوانی استعداد ذاتی ژیلا درخور توجه بود و بسیار زود توسط دبیران ادبیات، تشخیص داده شد و آنها نیز سهم به سزایی در تشویق ژیلا داشتند. او دو دوره اساسی در شعر خود را سپری کرده است. دوره اول که او هنوز زبان خاص خود را نیافته و در چرخه دگردیسی زبان شاخص شعر خود را نیافته است. شعر او موزون، همراه با تمایلات رمانتیکی و اغلب رنج‌ها و مصیبت‌های زن روزگار خود است.اما در دوره دوم او ناشکیبا و با نگاهی انتقادی به جنگ سنت‌ها و قواعد مردانه روی‌می‌آورد و علیه زبان مردانه در ادبیات به‌نوعی قیام متوسل می‌شود.

      شرایط آن روز انقلاب اسلامی ایران و خللی که در جریان تحصیل ژیلا پیش آمد، ژیلای کم سن و سال را بسوی ازدواجی زود هنگام سوق داد.در پانزده سالگی و در عنفوان نوشتن با پسر عموی پدرش به نام وفا حسینی ازدواج کرد و این ازدواج پس از پنج سال به جدایی کشید و ثمره این ازدواج او دختری است به نام بهار زهره، که اکنون اولین تجربه‌های سرودن خویش را پشت سر میگذارد.هفت سال پس از متارکه برای بار دوم ژیلا زندگی مشترکی را در سنندج تجربه میکند و با شاهرخ نوسودی ازدواج میکند. ثمره این ازدواج او پسری بنام رامین و دختری بنام ژینا بود.  ژینا 10 ماهه، همراه با مادرش جان به جان تسلیم کرد.ژیلا در 6/7/1375 در سن 32 سالگی در حالی که برای دیدار استاد شیرکو بیکس، عازم تهران بود در اثر واژگون شدن ماشینشان در محور سنندج- دهگلان ساعت 30/7 صبح فوت کرد.

زندگی هنری و آثار ژیلا:
     اولین دست نوشته ژیلا داستان "برباد رفته" است که به زبان فارسی نگاشته شده است. و چون ژیلا بعدها خود تمایلی به چاپ آن نداشت از چاپ آن خودداری شده است.اولین سرودن ها و نگارش‌های ژیلا به زبان فارسی بود و این ادامه داشت تا سالهای "1363" و "1364" که ژیلا در بخش کردی رادیو سنندج در برنامه، ئیمه و گویگره‌کان، (ما و شنوندگان) شروع به فعالیت نمود و این فعالیت ژیلا را به سمت و سوی نگارش و سرودن کردی سوق داد. این بدان معنا نیست که ژیلا تا آنزمان با ادبیات کوردی بیگانه بود.ژیلا به واسطه علاقمندی پدرش به ادبیات و فرهنگ کوردی و در اختیار داشتن کتابخانه با ارزش پدریاز دهان وی با نالی، گوران و قانع و ....آشنا بوده، بیت‌های کردی را خوب میشناخت. اما سرآغاز نگارش و سرودن او به زبان کردی با این فعالیت رادیویی همزمان بود و پس از آن تا آخرین روز حیات کوتاه خویش به زبان مادری نگاشت.

آثار او:
 1- دیوان اشعار کوردی به نام گه‌شه‌ی ئه‌وین چاپ سال 1374.
2- دیوان اشعار کوردی به نام قه‌ڵای راز - قلعه اسرار چاپ سال 1378 ، این کتاب در سه قسمت چاپ گردید:
بخش اول : باقیمانده اشعار کردی ژیلا،
بخش دوم : برگزیده‌ای از داستانهای کوتاه کردی او ،
و آخرین بخش این کتاب مجموعه اشعار فارسی ژیلا است که خود عنوان باران را برای این مجموعه برگزیده بود.
3- ترجمه داستان طلب مغفرت از صادق هدایت - چاپ در مجله رامان هه‌ولیر
4- ترجمه رمان دزیره از فارسی به کردی (ناتمام) .
5- مقالات متعدد.
6- سرودن اشعار کوردی برای کودکان

بیکه س

                                            

    شیرکو بیکه س فرزند فایق بیکه س ، یکی از معروفترین شاعران کرد می باشد . شیرکودر سال 1940 میلادی در شهر سلیمانیه واقع در کردستان عراق و از یک خانواده فقیر وبی بضاعت دیده به جهان گشود . او کودکی اش را چنین توصیف می کند: " کودکی من چون چمنی است بی آفتاب ویا چهره ای که هرگز لبخندی به خود ندیده است من از همان آغاز دوران کودکی ، زندگی ام را با فقر و تنگدستی وبا غم از دست دادن نزدیکترین کسم پدرم آغاز کردم .. " .

    بی‌کس بخاطر مشکلات سیاسی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ در سوئد زندگی می‌کرد، ولی پس از آن به عراق بازگشت.در ۱۹۶۸ اولین مجموعه شعر شیرکو بنام مهتاب شعر منتشر شد . از جمله دفترهای شعر این شاعر می‌‌توان از دو سرو کوهی، عقاب، رود، سپیده دم، آفات، کرکس، عطشم را شعله فرو می‌‌نشاند(مجموعه شعر بلند)، دره پروانه‌ها، صلیب، مار و روز شمار یک شاعر، سایه ‌و آزادی و این واژه بی‌آبرو نام برد که به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی، سوئدی، عربی و غیره ترجمه و چاپ شده اند. همچنین از دیگر آثار او آئینه‌های كوچك (شعر) ، بامداد (شعر)، كاوه‌ی آهنگر (نمایشنامه منظوم) ، پیرمرد و دریا (همینگوی – ترجمه)، عرسی وخون (لورکا- ترجمه )رودخانه‌ها (مجموعه داستان) ، كجاوه گریه‌ها(شعر) ، مجموعه مقالات ، ترجمه‌ها و ... را می توان نام برد.در ایران نیز در مجموعه‌هایی از او همچون منظومه بلند «دره پروانه» ترجمه و به چاپ رسیده است .
مهم‌ترین ویژگی کارهای شیرکو بی‌کس، غربتی است که به مشخصه‌ی اصلی آثار او تبدیل شده.

  شیرکو بی کس بعد از استاد عبدالله گوران، یكی از شارحان و معماران پیشرو شعر آزاد كردی است. شیركو بی‌كس پر كار و خستگی ناپذیر كه بیشتر به مفهوم ادبی جهانی در اذهان اهل فن جایی گرفته است و با آنكه در نقد ، داستان و ترجمه تواناییهایی در خور و شایسته می باشد، اما كار شعر ، سرنوشت محوری قلم او را رقم می زند . استاد شیركو بی‌كس هر چند وابستگی به احزاب و گروههای فعال سیاسی كرد را داشت اما از راه ادبیات و سرودن شعر به مبارزه علیه ظلم و زور روا شده به ملت كرد پرداخت و سالها در این زمینه به فعالیت پرداخت كه می توان به مبارزات او در این مهم بر علیه رژیم فاسد و اشغالگر بعثی صدام حسین و سرودن شعر برای شخصیتهای مبارز كرد و شهیدان این راه اشاره كرد. سخت كوشی و پیگیری این شاعر جهانی در سیطره فرهنگ، ادبیات و شعر كردی ، به او شخصیتی غول آسا و عاصی بخشیده است. شاعر چیره دست فارس زبان روزگارمان سید علی صالحی سالها پیش شیركو بی‌كس را امپراتور شعر دنیا نامیده است .
   شیركو بی‌كس در جامعه فرهنگی كرد، هموزن احمد شاملو در پهنای ادبیات معاصر فارس می باشد. شیركو بی‌كس در سال 88-1987 میلادی از دست «انگوار كارلسن» نخست وزیر سوئد جایزه جهانی «توخولسكی» مدال افتخار در ادبیات را دریافت كرد و همچنین در فلورانس ایتالیا، بزرگترین انجمن مدنی به او لقب «همشهری» داده است.بعضی از اشعار او انتخاب شده و در كتابهای درسی چند كشور برای تدریس گنجانده شده است.
     شیركو بی‌كس بی‌شك مانند حلقه‌ای گره خورده در زنجیره‌ی خدایگان تاریخ ادبیات دنیا چفت شده است، خدایگانی مانند: لوركا، محمود درویش، نرودا، ریتسوس، داستایوسكی، شاملو، جبران خلیل و... كه چنان بتی ستودنی در معابر استوره‌ای ملل دنیا جاودانه خواهند ماند.

 

په شیو

 

   عبدالله په شیو از شاعران معاصر و نامدار کرد است.وی در سال ۱۹۴۶ میلادی در شهر هه ولیر(اربیل کردستان عراق)بدنیا آمد و در همان شهر در دانشسرای معلمان به تحصیل پرداخت. په شیو در سال ۱۹۷۰ در همایش تأسیس اتحادیه نویسندگان کرد در بغداد شرکت کرد.

آثار

نخستین شعر او در سال ۱۹۶۳ و نخستین مجموعه‌اشعارش در ۱۹۶۷ به چاپ رسید. از آن پس ۸ مجموعه از او انتشار یافته که آخرین آن« به‌ره‌و زه‌رده‌په‌ر» (به‌سوی غروب) در سال ۲۰۰۱ در سوئد منتشر شد. او همچنین به ترجمه از آثار والت ویتمن، پوشکین و دیگران پرداخته است. این شاعر در اصل اهل روستای بیرکوت از توابع شهر هه ولیر است.

از آثار دیگر این شاعر می‌توان به ۱- دوانزه دانه بو مندالان ۲- شه و نییه خه‌ونتان پیوه نه بینم ۳- شه ونامهٔ شاعیریکی تینوو ۴- بتی شکاو اشاره کرد.

 

 
وفایی
 
حاج میرزا عبدالرحیم فرزند ملا غفور فرزند نصرالله از طایفه ملا جامی در شهرستان مهاباد  فعلی (سابلاخ) به سال ۱۲۴۴ ه ق  متولد ودر همانجا به مکتب رفته و پس از فراگیری مقدمات در مدرسه مسجد سور به ادامه تحصیل پرداخته و از محضر فضلای انجا مدتی استفاده کرده  و مجاز شده است و فایی انسانی صوفی مشرب متقی خوشرو خوشخو و متواضع و مردم دوست بوده و اغلب اوقات از خوردن گوشت احتراز کرده و به گل و گلزار و دشت و گوهسار عشق می ورزیده است وی طبعی وقاد داشته و گذشته از زبان کردی السنه فارسی عربی ترکی  را نیز می دانسته و بیشتر به زبان کردی شعر می گفته است در مهاباد به مکتب داری  امرار معاش و امرار وقت می کرد و ارتزاق وی از این راه بوده است.

وفایی در سن بیست سالگی به عزم استانبول از مهاباد بیرون می رود اما پس از رسیدن به نهریه و ملاقات شیخ عبدالله شمزینانی از ادامه سفر منصرف شده همانجا می ماند و به طریقت نقشبندی تمسک می کند و یک سال بعد از انکه شیخ مرشدش از سفر حجاز بر گردد به مهاباد برگشته و متاهل می شود.

وفایی دوبار به حج رفته است در سفر دوم با شیخ سعید برزنجی و پیره میرد و سید احمد خانقاه کرکوکی همراه بوده و در مراجعت در بین راه در سال ۱۳۱۸ ه ق درگذشت.

 

مه حوی

 

   حاج ملا محمد متخلص به(محوی)فرزند شیخ عثمان ،از نواحی سلیمانیه که مردی دانش مسلک و عارف و شاعری توانا بوده است،در سنه 1253 قمری متولد شد.علوم و طریقه را از پدرش که مرید شیخ سراج الدین بوده کسب کرده.بعد به مهاباد رفت و از ملا عبدالله پیر باب کسب فیض نمود و بعد به خدمت علامه محمد افندی فیض مفتی زهاوی رفت و بعد از تلمذ و استفاده از وی اجازه نامه گرفت و به سلیمانیه بازگشت.

   در سلیمانیه اولیای امور برای وی تکیه و مدرسه بنا کردند و تا آخر عمر به تعلیم و ارشاد خلق مشغول شد و در نهایت عزت و حرمت زیست.تا روز جمعه پنجم رمضان سال 1327 هجری در سن 75سالگی وفات نمود و در خانقاه خود دفن گردید.محوی به فارسی و کردی شعر سروده و دیوان اشعار کردی وی در سال 1341 قمری در سلیمانیه چاپ شده است.

 

هه ژار

 

عبدالرحمن شرفکندی(۱۳۰۰–۱۳۶۹)، ملقب به هه ژار (به کردی: به معنی مسکین و تهیدست) از نویسندگان، مترجمان و شاعران مشهور کردبود. هه‌ژار در جمهوری کردستان به همراه ماموستا هیمن به عنوان شاعر ملی کردستان انتخاب شد. وی همچنین در جنبش آزادی خواهی کردستان عراق به رهبری مصطفی بارزانی نیز مشارکت داشت. از کارهای برجسته او ترجمه کتاب قانون در طب ابن سینااز عربی به فارسی، ترجمه رباعیات خیام از فارسی به کردی و فرهنگ کردی به کردی فارسی هه نبانه بورینه است. وی در سرودن شعر تحت تأثیر شاعران برجسته کرد مانند احمد خانی، وفایی، ملای جزیری و قادر کویی بود.

    وی فرزند حاجی ملا محمد بود و در سال۱۳۰۰ هجری خورشیدی در کردستان ایران زاده شد. دوران کودکی وجوانی را در مهاباد سپری نمود و هنگامی که ۱۷ سال سن داشت پدرش درگذشت. هه ژار ناچار درس و تحصیل را بعد از مرگ پدر، رها کرد و به کسب و کار روی آورد . و به دلیل تحصیل برادران با همه مشکلات شهر نشینی، به مهاباد نقل کرد . نیاز به امکانات بیشتر موجب شد که کسب و کارش را رونق بیشتری دهد . هنگام برداشت محصول، از کشاورزان بوکان و روستاهای اطراف گندم و ... می خرید و به تبریز می برد و می فروخت . همچنین گاو و گوسفند معامله می کرد و به کار کشاورزیش هم می رسید .ناگفته نماند که با همه گرفتاریها، علاقه شدید عبدالرحمن جوان به زبان و ادبیات کردی چنان بود که تا سالها بسیاری از دواوین شعرا را خوانده بود و بیشتر آنها را از حفظ داشت . او تخلص هه ژار " به معنی بینوا و درویش " را برای خود برگزید و با خود عهد کرد که هیچگاه به خاطر مال و مقام، دست به قلم نبرد . اشعار دل انگیز هه ژار به زودی به دلها راه یافت و ورد زبان خاص و عام شد. و نخستین دیوان اشعارش که ئاله کوک نام داشت چاپ و منتشر گردید و به زبان کردی نیز ترجمه وانتشار یافت . هژار به دلیل مسائل سیاسی پس از دوماه حبس در سقز، در حالیکه می خواستند او را به مهاباد منتقل کنند در فرصتی موفق به فرار شد و پس از روزها پیاده روی در برف و سرما، وارد خاک عراق شد . با وجود مشکلات فراوان در آنجا، دست از مطالعه نکشید و همواره بخشی از مختصر دستمزدش را به خرید کتاب اختصاص می داد . کار طاقت فرسا و سوء تغذیه مسمومش کرد و توسط جمعی از دوستدارانش به بیمارستانی در جبل لبنان انتقال یافت . این بیمارستان کتابخانهٔ بزرگی داشت حاوی کتاب‌های ارزشمند بسیار به زبان عربی . هه ژار دو سال و چند ماه در آنجا بسر برد و در این مدت بیشتر اوقاتش را به مطالعه گذراند و اطلاعاتش را در زمینه زبان و ادبیات عرب تکمیل کرد . بطوری که وقتی به عراق بازگشت به عضویت در مجمع علمی آن کشور درآمد و مجال یافت که به مطالعه و تحقیق بیشتر بپردازد . و به علاوه برخی از اشعار و مقالاتش را منتشر نماید . هه ژار سه سال نیز در سوریه اقامت گزید . سرانجام هژار بعد از ۱۷ سال به ایران بازگشت . دولت ایران او را در عظیمیه کرج سکنی داد و بدین ترتیب او بار دیگر چندمین بار و در سرپیری، باز زندگی را از صفر شروع کرد . در دانشگاه تهران ترجمه قانون در طب، تألیف ابو علی سینا را به او پیشنهاد دادند در ازای دستمزد مختصری، و با ترجمه اولین کتاب از این اثر، در محافل علمی و ادبی راه پیدا کرد و به عضویت فرهنگستان زبان فارسی درآمد . با تلاش سخت و خستگی ناپذیر بیشتر ساعات شبانه روز را به تحقیق و تالیف و ترجمه مشغول بود و در سایه این کار پیگیر آثار ارزشمند و کم نظیری را در زمینه‌های مختلف علمی و ادبی و فرهنگی از خود به یادگار گذاشت، که از جمله آنها شرح دیوان شعر ملا احمد جزیری، ترجمه دوره کامل قانون ابن سینا در هفت جلد، گردآوری فرهنگ جامع لغات کردی به کردی و فارسی، زندگینامه خودش و بالاخره ترجمه کامل قرآن کریم به زبان کردی را می توان نام برد . سرانجام در روز پنجشنبه دوم اسفند ماه سال ۱۳۶۹ در تهران بر اثر بیماری جان پاکش به جوار یار شتافت و بدرود حیات گفت . جنازه استاد را به مهاباد منتقل کردند و در حالیکه شهر در ماتم نشسته بود و جمعیت انبوهی از دور و نزدیک برای وداع با وی گرد آمده بودند، با تجلیل بسیار تا گورستان بداق سلطان مشایعت شد و در کنارهیمن و ملا غفور به خاک سپرده شد .

 

آثار ماموستا هه ژار

فارسی

  • روابط فرهنگی ایران و مصر
  • ترجمه قانون در طب اثر پورسینا
  • ترجمه آثارالبلاد و اخبار العباد زکریا قزوینی از عربی به فارسی
  • فرهنگ کردی به کردی فارسی هه نبانه بورینه
  • تاریخ سلیمانیه

کردی

  • چێشتی مجیور(شلم شوربا)
  • ئاڵه کۆک (برگ سبز)
  • به‌یتی سه‌ره مه‌ر
  • مه‌م و زین (ترجمه مم وزین از کرمانجی به سورانی)
  • بۆ کوردستان
  • شه‌ره‌فنامه (ترجمه شرفنامه بدلیسی از فارسی به کردی)
  • چوارینه کانی خه یام (ترجمه رباعیات خیام به کردی سورانی)
  • هۆزی گاوان
  • مێژووی ئه‌رده ڵان (تاریخ خاندان اردلان)
  • یه ک له په نای خاڵ و سیفری بێ برانه وه
  • دایه، باوه، کێ خراوه؟
  • شه رحی دیوانی مه لای جزیری (شرح دیوان ملای جزیری)
  • قورئانی پیرۆز به کوردی (ترجمه قرآن به کردی)
  • بیره وه ریه کانی ژیانی

دیوانی شیخ جه زیری و چند اثر دیگر.

 

 
قانع
 
  شیخ محمد فرزند عبدالقادر که لوس فرزند شیخ سعید فرزند شیخ محمد دولاش از سادات کهنه پوشی شاخه ای از ان به نام کابلی است که در سال ۱۳۱۸ ه ق در آبادی ریشین از دهات شهرزورمتولد و ۴۰ روزه بود که پدرش را از دست داد .وی در چهار سالگی مادرش را نیز از دست داد. آنگاه مرحوم سید حسین چوری او را تحت سرپرستی  خود قرار داد و به تربیت او همت گماشته و به مکتبش فرستاده است. قانع در ۱۲ سالگی دنبال تحصیل را گرفته و بعد از مدتی گشت و گذار در شهرهای سردشت(بیتوش) .سلیمانیه. سنندج.سقز.کوی.کرکوک. و بعد به سلیمانیه برگشت و چندی نزد علامه ابن القره داغی تلمذ کرده است اما به علت گرفتاریهای خانوادگی ترک تحصیل نموده و مدتی به شغل امامت و مکتب داری و متناوبا در دهاتی چند مشغول شده است.قانع در همان ایامی که در سنندج درس می خوانده بر اثر ذوق و استعداد فطری به گفتن شعر پرداخته است پدر و اجداد قانع هم اغلب شاعر بوده اند مادرش نیز دارای ذوق شاعری بوده و همچنین سه فرزندش به نامهای(خنجر).(کتک).(وریا) داشته است.

    قانع به فارسی و کردی شعر  می گفته و بیشتر اشعارش در شکایت از اوضاع روزگار و انتقاد از وضع نابسامان محیط زندگی خود او است . چه او با داشتن معلومات کافی و ذوق ادبی و قدرت اندیشه و بیان خوب جز بدبختی و در بدری  بهره ای از زندگی نداشته است و همیشه با دیو رنج و حرمان در نبرد بوده و همین امر او را نسبت به جهان و جهانیان بدبین ساخته است  با این حال  وی عزت نفس داشته و همیشه سعی  کرده است  از دسترنج خود لقمه نانی فراهم  کند به همین دلیل در طول حیات به مشاغلی چون نویسندگی مکتب داری باغبانی کشاورزی و خرده فروشی(بزازی)آسیابانی هیزم فروشی و هیزم شکنی  و حتی کارگری دست یازیده است.

 

آثارقانع

   

 ۱-گولا له ی مریوان

    ۲-باخچه کردستان

    ۳-چوار باخی پینجوین

    ۴-شاخی هورامان

    ۵-دشتی گه ر میان

که همگی کردی سورانی می باشند. و از اشعار فارسی وی هنوز چاپ نشده است

قانع در حدود سال ۱۳۴۲ با پسرش (وریا) در زندان قصر تهران و هر کدام در یک سلول جداگانه محبوس بوده اند. قانع به سال ۱۳۸۵ ه ق در آبادی (له نگه دی) از دهات پنجوین عراق سر بر بالین خاک نهاد .

 

هیمن

 

محمدامین شیخ‌الاسلامی مُکری ملقب به هیمن (به کردی: ھێمن Hêmin، به معنی متین) و یا هیمن موکریانی (زادهٔ بهار سال ۱۹۲۱ در مهاباد، درگذشته ۱۶ آوریل ۱۹۸۶ در ارومیه) شاعر، مترجم و نویسنده کرد بود.وی در روستای شیلان آباد از توابع مهاباد دیده به جهان گشود. پس از به پایان رساندن آموختن در خانقاه شیخ برهان در شرفکند، هیمن در سال ۱۹۴۲ همراه با دوست خود (هه ژار) به جمعیت احیای کرد (کومه‌ڵه ی ژیانه وه ی کورد) پیوست. درجمهوری مهاباد (ژانویه تا دسامبر ۱۹۴۶) به عنوان شاعر ملی جمهوری کردستان ملقب شد و منشی حاجی بابا شیخ، نخست‌وزیر آن جمهوری گشت.

    پس از سقوط جمهوری، هیمن به شهر سلیمانیه در کردستان عراق پناهنده شد و در آنجا اقامت گزید. در آنجا دستگیر شد ولی مخفیانه به لاچین بازگشت. پس از قرارداد آشتی ۱۱ مارس ۱۹۷۰ میان حزب دمکرات کردستان و حکومت عراق، هیمن به بغداد رفت و در آنجا اقامت گزید و عضو فعال فرهنگستان علوم کرد شد.

    هیمن پس از سرنگونی پادشاهی پهلوی (۱۹۷۹) دوباره به کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان پیوست. پس از سال ۱۹۸۳ در ایران یک انتشاراتی کردی به نام انتشارات صلاح الدین ایوبی در شهر ارومیه برپا کرد. آن انتشاراتی از بهار ۱۹۸۵ یک فصلنامه فرهنگی به نام سروه(نسیم) به چاپ می‌رساند که هیمن تا زمان درگذشتش مسئول آن فصلنامه بود. او قبل از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ در روزنامه کردستان که در تهران منتشر می‌شد، همکاری می‌کرد. هیمن در روزنامه‌های کردستان، هاواری کورد (فریاد کرد)، هاواری نیشتمان (فریاد میهن)، گروگالی مندانلان (قیل‌وقال کودکان)، ئاگر (آتش) و هه لاله (لاله) نیز می‌نوشت.

آثار هیمن

  • «تاریک و روون»، مجموعهٔ نظم و نثر ۱۹۷۴
  • «پاشه رۆک»، مجموعهٔ نظم و نثر
  • «ناڵه ی جودایی»، مجموعهٔ اشعار ۱۹۷۹
  • «پاشه رۆکی مامۆستا هێمن»، مجموعهٔ مقالات، مهاباد ۱۹۸۳
  • «توحفه ی موزه ففه رییه»، ترجمه
  • «ئه فسانه کوردییه کان»، ترجمه
  • «چه پکێک گوڵ و چه پکێک نێرگز»
  • «شازاده و گه دا»
  • «قه ڵای دمدم»
  • «هه واری خاڵی»

 

 

مستوره اردلان

 

  ماه شرف خانم مستوره اردلان ویا به اختصار مستوره اردلان (زاذه ۱۱۸۴ (۱۸۰۵) ، درگذشته ۱۲۲۷ (۱۸۴۸)) شاعر، نویسنده و تاریخ نگار کرد بود.وی در شهر سنندج چشم به جهان گشود و از شاهزادگان دربار اردلان به مرکزیت سنندج بود. زبانهای کردی، فارسی وعربی را نزد پدرش ابوالحسن بیگ قادری آموخت. همسرش خسروخان اردلان حاکم امارت بود و با مرگ وی امارت اردلان دچار دخالت‌های قاجار شد. با هجوم قاجار به امارت اردلان در سده ۱۹، مستوره همراه با خانواده‌اش به امارت بابان در سلیمانیه کوچ کردند. پسرش رضا قلی‌خان، جانشین خسروخان اردلان توسط قاجارها به زندان افتاد. دویستمین سالگرد وی در اربیل(هه ولیر) در طی جشنواره‌ای به یاد وی برگزار شد.

پیشینه

ابوالحسن بیگ پدر ماه شرف خانم از سوی پدر از خوانین درگزین همدان بود که جد بزرگ آنان قادر نام زمان شاه سلطان حسین صفوی (۱۷۲۲-۱۶۹۳ / ۱۱۳۵-۱۱۰۵) از همدان به سنندج مهاجرت کرده‌است. میرزا عبدالله رونق این مهاجرت را در سال ۱۱۲۰ هـ.ق مطابق ۱۷۰۸ میلادی نوشته‌است، بخش دیگری از درگزینی‌ها به سلیمانیه عراق کوچ کردند و امروز محلهٔ درگزین به نام آنان است. حاج رجبعلی کلانتر جد بزرگ مستوره در زمان احمد خان فرزند سبحان وردی خان مصادف با حکومت نادر شاه (۱۷۴۳-۱۷۴۰ / ۱۱۵۶-۱۱۵۳) مرد با نفوذی در دستگاه حکومت اردلان‌ها بوده‌است. محمد آقای ناظر کردستانی پدربزرگ مستوره یکی از شخصیت‌های بلند مقام بود که پنجاه سال همعصر با چند تن از والیان مسئولیت آرامش داخلی و مرزهای کردستان و دخل و خرج و اداره ولایت را بر عهده داشته و در تمام جنگ‌ها به همراه خسروخان بزرگ به جنگ و پیکار مشغول بوده‌است.

زندگی

    ماه شرف خانم در سال ۱۲۲۶ قمری (برابر با۱۱۸۴خورشیدی و ۱۸۰۵ میلادی)، زمان حکومت امان الله خان والی اردلان در خانواده اهل فرهنگ قادری در سنندج به دنیا آمد و به تحصیل و تربیتش همت گماشتند و برخلاف سنت دیرین و جاری زمان، ماه شرف خانم را هم سطح با مردان به آموختن علوم متداول زمان تشویق و ترغیب نمودند، دیری نگذشت که این زن توانمند و با استعداد در ردیف ادیبان و سخن سنجان قرار گرفت و در عفت و پاکدامنی و آشپزی و خانه داری و خصایص و صفات خاصهٔ زنانگی جزو زنان مجرب و کارکشته گردید.

    مستوره با ذوق و قریحهٔ شعریش توانست با سرودن قصائد نغز و غزلیات آبدار با شاعران نامدار زمان خود مقابله کند و در تاریخ نویسی پا به پای مورخین در عرصهٔ وقایع نگاری جلوه نماید. میرزا علی اکبر منشی دیوان غزلیات مستوره را بیست هزار بیت دانسته‌است. میرزا علی اکبر وقایع نگار در شرح حال او می‌نویسد: سزاوار است نام مستوره به خاطر فضل و کمال و خط و ربط و شعر و تاریخ نگاری اش در ردیف زنان برجسته و مورخین نامدار قرار گیرد.

     ماه شرف خانم در هفده سالگی به اجبار به عقد و ازدواج خسرو خان فرزند امان الله خان بزرگ درآمد. میرزا علی اکبر منشی می‌نویسد: «مستوره چون شأن و شایستگی خود را برابر با مردان روزگار می‌دانست از این مواصلت و مزاوجت امتناع داشت تا اینکه خسروخان پدر و جد او را همراه چند تن از بستگان به زندان انداخت و ابوالحسن بیگ را مجبور به پرداخت جریمهٔ سی هزار تومان نمود و شرط استخلاص آنان را منوط به عقد مستوره نمود، مستوره به ناچار بدین مزاوجت تن در داد و جز تسلیم در مقابل استخلاص پدر و جدش راه دیگری نداشت در حالی که خسرو خان پیش تر با حسن جهان خانم بیست و یکمین دختر فتحعلی شاه قاجارازدواج کرده بود و از او سه پسر به نام‌های رضا قلی خان، امان الله خان و احمد خان و سه دختر به نام‌های خانم خانم‌ها که زن اردشیر میرزا برادر محمد شاه قاجار بود و دیگری عادله خانم همسر حسین خان والی شیراز و سومی آغه خانم داشت.

    حسن جهان خانم زنی بود ادیب و شاعر و سیاست‌مدار و صاحب قدرت و مسلط بر زندگی خسروخان. مستوره بیشتر اوقات خود را به مطالعه و سرودن شعر و نوشتن تاریخ می‌گذرانید و چون خسرو خان نیز شاعر بود بیشتر او را بدین کار تشویق می‌نمود، رفته رفته مستوره به خسروخان علاقه مند شد. ماه شرف خانم در میان شاعران فارسی زبان با یغمای جندقی ارتباط شعری داشت و با سید عبدالرحیم مولوی که از بزرگان مکتب شعر گورانی است آشنا بود زیرا هر وقت سید عبدالرحیم مولوی به دیدار دوستانش غلامشاه خان اردلان و رضا قلی خان اردلان به سنندج می‌آمد از مستوره نیز دیدن می‌کرد و او را تشویق می‌نمود تا شعر کردی گورانی بگوید. اشعار مستوره به علت پختگی و استحکام و زیبایی در کردستان بابان دست به دست می‌شد، نالی شاعر معروف کرد سورانی سرا در اشعارش ضمن ستایش مستوره با گوشه و کنایه و طنز می‌خواست از حرمت او بکاهد اما برخلاف میلش موجب اشتهار و معروفیت مستوره در شعر و ادب گردید.

برخی براین عقیده‌اند که برخی از شعرای سورانی‌سرا به علت اینکه مستوره شعر کردی نمی‌گفت ناراحت بودند و غزلی را سروده به او نسبت دادند به این مطلع:

  • گرفتارم به نازی چاوه‌کانی مه‌ستی فه‌تتانت
  • بریندارم به زه‌خمی سینه‌سوزی تیری موژگانت

در منطقه کردستان اردلان تا آن تاریخ و بعدها سرودن شعر کردی وسورانی مرسوم نبود.

البته برخی آن غزل را از مستوره می‌دانند و آن را نمادی برای درهم شکستن آداب و رسوم مرد سالاری آن زمان می‌دانند.

با سفارش‌هایی که مرتب مرحوم سید عبدالرحیم مولوی در سرودن اشعار کردی به مستوره می‌نمود، بعید به نظر می‌رسد که مستوره از قول و گفته او سرپیچی نموده و شعر کردی گورانی نسروده باشد، بعید نیست که هنوز اشعار کردی‌ای از مستوره در زوایای منازل یا بیاض ها و جُنگ‌ها و اوراق پراکندهٔ قدیمی موجود باشد.

دوران خوش بختی و آرامش روحی و به قول مستوره روزگار اعتبارش چندان طولانی نبود، زیرا خسرو خان اردلان در سال ۱۲۵۰ هـ.ق به عارضه کبدی گرفتار و پس از دو ماه مریضی در سن بیست و نه سالگی درگذشت، مرگ همسر و داغ از دست دادن برادر جوان ناکامش ابوالمحمد که در سن بیست و دو سالگی وفات یافت، علاوه بر اینکه نشاط و شادابی جوانی را از او سلب نمود، ضربات روحی زیادی بر پیکر نحیف و ضعیف او بر اثر دو ماه مریض داری و شب نخوابی، وارد ساخت و او را به سوی انزوا و عزلت و مطالعهٔ کتب دینی و تالیف کتاب عقاید کشانید.

مستوره سالیانی را به تنهایی در میان خانوادهٔ جانشینان خسروخان گذرانید. میرزا عبدالله رونق در شرح حال مستوره می‌نویسد: «در سنهٔ ۱۲۶۳ به علت فَترت ولایت، با خویش و عشیرت که یکی از آنها حقیر بود جلای وطن اختیار و در ملک بابان و خاک روم سکونت قرار داده و بار سفر آخرت را در آن مقام گشاده دست اجل گریبان حالش را گرفته بسوی گلشن جنان کشید و در جوار زهرا آرمید.»

در یک تذکره شعرای کردی چاپ عراق آمده: «جنازهٔ مستوره را از سلیمانیه به نجف انتقال دادند» ممکن است کلمه‌ای از نوشتهٔ میرزا عبدالله رونق در اینجا ترک و از قلم افتاده باشد و منظور آن باشد: «در جوار زوج زهرا آرمید.»

(دکتر مهدی بیانی به نقل از مجمع الفصحا او را از خوشنویسان خط نستعلیق دانسته است.)

آثار

مستوره اردلان چندین کتاب شعر نوشت. تاریخ اردلان او به عنوان یکی از متون شیوای فارسی شناخته شده‌است. اشعار پراکنده‌ای نیز به گویش گورانی زبان کردی از او بجا مانده‌است.

آثار مستوره عبارت‌اند از:

  • ۱- دیوان اشعار: به فارسی سروده شده و در حدود دو هزار بیت است و سه بار به چاپ رسیده‌است، چنانکه چاپ اولش در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به همت حاج شیخ یحیی معرفت«اعتضاد الاسلام»و اسدالله خان کردستانی در تهران انجام گرفته، چاپ دوم به کوشش احمد کرمی سلسله نشریات«ما»در سال ۱۳۶۳ در تهران. چاپ سوم به وسیله آقای صدیق صفی زاده بوره که یی که بیست غزل کردی سورانی را به نام مستوره در پایان اشعار فارسی بدان افزوده که جز یک غزل منسوب فوق الذکر بقیهٔ اشعار برای مردم کردستان ناآشنا و فاقد اعتبار علمی و تحقیقی است.
  • ۲- تاریخ اردلان: این کتاب معروفیت و ارزش علمی و اجتماعی مستوره را دو چندان نموده زیرا تا اواخر قرن نوزدهم میلادی در تمام خاورمیانه در عرصهٔ تاریخ نویسی خصوصا کردشناسی در میان زنان جز مستوره کسی به این کار نپرداخته‌است، این اثر ارزشمند در سال ۱۹۴۷ میلادی مطابق ۱۳۲۶ شمسی به وسیله مرحوم ناصر آزادپور در سنندج به چاپ رسید.
  • ۳- عقاید مستوره: این کتاب که رسالهٔ کوچکی از عقاید مستوره در مذهب اهل سنت شافعی است بر ارزش شخصی و عقاید دینی وی می‌افزاید و به جرات می‌توان گفت در میان زنان تا این زمان کسی به چنین تالیفی نپرداخته‌است.

در زمستان ۸۵ در اربیل کردستان عراق کنگره بزرگداشت مستوره اردلان برگزار شد و در آنجا ده کتاب منتشر شد. کتاب مستوره برگهایی از تاریخ سر به مهر نوشته جمال احمدی آئین و ترجمه کردی آن از عدنان برزنجی و کتاب شرعیات مستوره با تصحیح جمال احمدی آئین و مقدمه نوید نقشبندی و ترجمه کردی آن از نوید نقشبندی از این کتابها بود.

 


|+|نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین 1393 ساعت 22:7 توسط شوان |
عکسهای قدیمی شهر سنندج پهلوان عزیز خان در حال تمرینات ورزش باستانی

|+|نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین 1393 ساعت 22:0 توسط شوان |
هنرهای سنتی در کردستان
هنرهای سنتی از دیرباز در میان کردها رواج داشته و با توجه به شرایط خاص جغرافیایی از تنوع برخوردار بوده است. تولید این آثار هم مصرف محلی دارد و هم از نظر اقتصادی در بهبود زندگی مردم منطقه موثر است.

مهم ترین هنرهای سنتی کردستان عبارت اند از: دست بافت ها، قالی، گلیم، سجاده بافی (موج، جاجیم)، شال بافی و تهیه پارچه های پشمی، گیوه دوزی، نازک کاری، منبت کاری، معرق، سفال گری، نمدمالی، زیورآلات محلی، سوزن دوزی، قرقره بافی، قلاب بافی، گل دوزی، پولک و منجون دوزی، حصیر و سبد، بافت سیاه چادر، فلز کاری، ساخت آلات موسیقی و ...


|+|نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین 1393 ساعت 21:49 توسط شوان |
ماه شرف خانم مستوره اردلان(شاعر و نویسنده)
ماه شرف خانم مستوره اردلان و یا به اختصار مستوره اردلان زاده‌ی ۱۱۸۴ (۱۸۰۵)، درگذشت ۱۲۲۷ (۱۸۴۸). شاعر، نویسنده و تاریخ‌نگار کرد ایرانی بود.
وی در شهر سنندج در غرب ایران چشم به جهان گشود و از شاهزادگان دربار اردلان به مرکزیت سنندج بود. زبان‌های کردی، فارسی و عربی را نزد پدرش ابوالحسن بیگ قادری آموخت. همسرش خسروخان اردلان حاکم امارت بود و با مرگ وی امارت اردلان دچار دخالت‌های قاجار شد. با هجوم قاجار به امارت اردلان در سده ۱۹، مستوره همراه با خانواده‌اش به امارت بابان در سلیمانیه کوچ کردند. پسرش رضا قلی‌خان، جانشین خسروخان اردلان توسط قاجارها به زندان افتاد. دویستمین سالگرد وی در اربیل در طی جشنواره‌ای به یاد وی برگزار شد.
|+|نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین 1393 ساعت 21:48 توسط شوان |
سنه دژ (میدانی بنام نام قدیمی سنندج)

|+|نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین 1393 ساعت 21:44 توسط شوان |
محله قه تار چیان سنندج

|+|نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1392 ساعت 23:39 توسط شوان |
نمای از آبیدر و سنندج قدیم

|+|نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1392 ساعت 23:37 توسط شوان |
سید عبد الحمید حیرت سجادی

محقق بر جسته و پر تلاش کرد سنندجی سید عبد الحمید حیرت سجادی در کتاب «شاعران کرد پارسی گوی» بیش از 1250 شاعر کرد را که اشعاری پارسی داشته  وبه زبان مؤلف «شاعران کرد  پارسی گو»بوده اند در اثر 900 صفحه ای خود معرفی کرده است .این شعرا تمامی مناطق کرد نشین اعم از شعرای سنندجی ،کرمانشاهی،اورامی،مهابادی،خراسانی،کرد های خطه شمال ،لرستان و چهار محال بختیاری را در بر می گیرد و اشعار آنان شامل مضامین عارفانه ،عاشقانه،اجتماعی وسیاسی را شامل می شود .این شعرا نه با زور تفنگ واسلحه وفشار حاکمان که خود آزادانه به پارسی شعر گفته ودر این وادی گام گذارده اند وشاید برای بسیاری از محققان قاعدتاً مبنایی آماری خواهد بود بر اینکه این همه شاعر مستقل(ونه حقوق بگیر حاکمیت ها)که به پارسی شعر سروده اند ،تقریباً حداکثر توان شعری این مناطق را به تصویر می کشد نه تنها در برابر فرهنگ ملی این دیار به مقاومت بر نخاسته اند بلکه همدلانه در راه اعتلای آن بی هیچ چشم داشتی، از جان مایه گذارده اند  این خود باز نشانی از «فرهنگ رایج»در مناطق کرد نشین دارد . در هر حال نخستین کتاب دستور زبان کردی به زبان ایتالیایی در سال 1787 در رم منتشر گردید .مؤلف آن کشیشی از مبلغان مذهب کاتولیک به نام موریتزیو گارتزونی بود که هیجده سال از عمر خود را در منطقة متروک عمادیه گذرانیده بود. نیکیتین او را «پدر کردشناسی»می نامد.


|+|نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1392 ساعت 8:43 توسط شوان |
در فارس که گاهواره ساسانیان است از روزگاران کهن، تیره‌های گوناگون آریایی‌نژاد می‌زیسته‌اند که کُردها هم یکی از آنان بوده‌اند. استرابون جغرافی‌نگار نامدار یونان باستان از پنج‌ گروه از مردم پارس نام می‌برد و می‌گوید: «گروه‌های گوناگون که در پارس می‌زیستند "پاتیشخوار"، "هخامنشی‌ها"، " مجوس‌ها"، "کورتی‌ها" و "مردها" می‌باشند که سه گروه آخری ماد و کُرد هستند.»(رشید یاسمی، کُرد و پیوستگی تاریخی و نژادی او، ص 165).
|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 ساعت 9:24 توسط شوان |
سر سیدنی اسمیت در باره تاریخ آسور ميگويد
سر سیدنی اسمیت در تاریخ آسور میگوید: زبان کُردی اصالت قدیمی و بزرگی دارد و می توان به حقیقت گفت که زبانی مستقل و قدیمی دارای ریشه ای کهن تر از زبانی است که لوحه داریوش با آن نوشته شده است که دارای الفبا و قوائد خاص خود می باشد. الفبای زبان کُردی دارای 29 حرف صامت و 8 حرف مصوت میباشد که در ترکیب کلمات یکدیگر را همراهی میکنند و اساسا حروف ثامت بدون حروف مصوت قابل ادا نمیباشند،لذا زنجیر وار در تشکیل کلمات از وجود هم بهره می جویند
|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 ساعت 9:20 توسط شوان |
آخرین نوشته ها
شاعران نامدار کرد
عکسهای قدیمی شهر سنندج پهلوان عزیز خان در حال تمرینات ورزش باستانی
هنرهای سنتی در کردستان
ماه شرف خانم مستوره اردلان(شاعر و نویسنده)
سنه دژ (میدانی بنام نام قدیمی سنندج)
محله قه تار چیان سنندج
نمای از آبیدر و سنندج قدیم
سید عبد الحمید حیرت سجادی

سر سیدنی اسمیت در باره تاریخ آسور ميگويد
آرشيو وبلاگ
فروردین 1393
اسفند 1392
دی 1392
آبان 1392
مهر 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390


مرکز دانلود رایگان - آتلیه عکاسی - خرید دوربین مداربسته - | کاناپه